تبليغاتX
عشق گم شده

هیچ وقت دنبال کسی نگردید که باهاش زندگی کنید

دنبال کسی بگردید که بدون اون نتونید زندگی کنید

+ نوشته شده در  2006/1/11ساعت 10 AM  توسط رضا   | 

اين شعر را رهی برای سنگ مزارش گفته اميدوارم خوشتون بياد

 

الا، آی رهگذر کز راه ياری
 قدم بر تربت ما، ميگذاری
 درينجا شاعری غمناک خفته است
 رهی در سينه اين خاک خفته است
 فرو خفته چو گل، با سينه چاک
 فروزان آتشی ، سر سينه خاک
 بنه مرهم ز اشکی داغ ما را
 بزن آبی بر اين آتش خدا را
 به شبها، شمع بزم افروز بوديم
 که از روشندلی چون روز بوديم
 کنون شمع مزاری نيست ما را
 چراغ شام تاری نيست ما را
 سوراغی کن ز جان دردناکی
 بر افکن پرتوی، بر تيره خاکی
 ز سوز سينه ، با ما هم رهی کن
 چو بينی عاشقی ، ياد رهی کن
 رهی معيری
 

+ نوشته شده در  2006/1/11ساعت 8 AM  توسط رضا   | 

تويه قلبت جائی واسم نيست
نميگم کسی را داری
اما ديگه باورم شد
که ميخوای تنهام بذاری
ديگه دست تو را ندارم
ديگه چشمات مال من نيست
ان نگاه جستجو گر
اين روزا دنباله من نيست
نميگم داری ميگردی دنبال يه عشق تازه
اما کوله بار را بستی
در به روی کوچه بازه
تو ميری من نميدنم
که گناهه من چه بوده
اما هر دليلی باشه واسه رفتن تو زوده
تو قلبت جائی واسم نيست
نميگم کسی را داری
اما ديگه باورم شد
که ميخوای تنهم بذاری
ديگه دستات را ندارم
ديگه چشمات ماله من نيست
ان نگاه جستجو گر
اين روزا دنباله من نيست
چي بگم من از درونم
تو همه چيزو ميدونی
همه حيرتم از اينه
چرا پيشم نميمونی
من هنوزم نميدنم
تو مسافر کجايی
نميدونم کجا ميری توی قرن بی وفايی
تويه قلبت جاي واسم نيست
ولی ديگه باورم شد که ميخوای تنهام بذاری 
 



 

+ نوشته شده در  2006/1/7ساعت 3 PM  توسط رضا   | 

ashegh 

 

عاشق نبودی تو من عاشقت بودم

در قبله گاه عشق بودی تو معبدم

 

آرام و آسوده در خوابه خوش بودی

يک لحظه من بی تو هرگز نياسودم

 

من با نفس هايت نام تو را خواندم

کاش آی هوس بازم با تو نمی ماندم

 

روزيکه ميگفتی من با تو ميمانم

روزی که دانستی من بی تو ميميرم

 

روزی که با عشقت بستی به زنجيرم

بازنده من بودم اين بوده تقديرم

 

خوش باوری بودم پيش نگاه تو

هر دم ز چشمانت خواندم کلامی را

 

عاشق نبودی تو من عاشقت بودم

در قبله گاه عشق بودی تو معبدم

 

آرام و آسوده در خوابه خوش بودی

يک لحظه من بی تو هرگز نياسودم

 

من با نفس هايم نام تو را خواندم

کاش آی هوس بازم با تو نمی ماندم

 

عشق تو چون برگی در دست توفان بود

دل کندن و رفتن پيش تو آسان بود

 

روزی به من گفتی ديگر نميما نم

گفتم که ميميرم گفتی که ميدانم

 

باور نميکردم هرگز جدائی را

ان آمدن با عشق اين بی وفايی را

 

عاشق نبودی تو من عاشقت بودم

در قبله گاه عشق بودی تو معبدم

 

آرام و آسوده در خوابه خوش بودی

يک لحظه من بی تو هرگز نياسودم

 

من با نفس هايت نام تو را خواندم

کاش آی هوس بازم با تو نمی ماندم

 

 

 

عاشق نبودی

 

خوانّنده سروش

آلبوم يه دنيا

 

برای دانلود اين ترانه  بعد از کليک روی نام آهنگ در صفحه جديدی که باز ميشه روی دکمه Download پايين سمت چپ کليک کنيد

 

+ نوشته شده در  2006/1/7ساعت 5 AM  توسط رضا   | 

 

سلام دوستان

امروز داشتم با خودم فکر ميکردم که دوست واقعی کيه؟

حالا از شما ها کمک ميخوام

نظر شما در باره يه دوست واقعی چيست ؟

 لطفاً نظرتون را در باره دوست برام بنويسين

راستی دوستانی که تو ايران هستين بنويسين که صدا دارين رو وبلاگ من يا نه ؟

متشکرم

+ نوشته شده در  2006/1/5ساعت 0 AM  توسط رضا   | 

  

کاش بيايم براي بي پناها سايبون باشيم

با دلاي دل شکسته کمي مهربون باشيم

***

کاش بيايم به باغبونا کمي حرمت بذاريم

احترام دلاي شکسته رو نگهداريم

***

کاش به مهربونترا دين مون و ادا کنيم

سهم خوشبختي مون و وقف بزرگترا کنيم

***

کاش يه کاري بکنيم که خستگيها دربشه

مرحمي بشيم که زخم آدما بهتربشه

***

کاش که شاخه درخت زندگي رونشکنيم

هفته اي يه بار به باغبونامون سربزنيم

***

کاش که پاک کنيم تمام اشکايي که جاريه

خوب نگه داريم چيزي که واسه يادگاريه

***

کاش دس پرنده هاي بي پناه وبگيريم

توي آسمون بريم دامن ماه وبگيريم

***

کاش با مهربوني مون غصه ها رو کم بکنيم

رشته هاي عشق و تا هميشه محکم بکنيم

***

کاش بشينيم پاي صحبت اونا که بي کسن

اگر درد و دل کنن به آرزوشون ميرسن

***

کاش تو عصري که همش سنگيه وآهنيه

بگيم از چيزهايي که خوب ولي رفتنيه

***

کاش هنوز دير نشده قدر هم و خوب بدونيم

نکنه دير بشه تا ابد پشيمون بمونيم

***

کاش که اين يه جمله هيچ موقع ز يادمون نره

آدمي چه خوب باشه چه بد باشه مسافره

مريم حيدرزاده

+ نوشته شده در  2006/1/3ساعت 6 AM  توسط رضا   | 

+ نوشته شده در  2005/12/31ساعت 4 AM  توسط رضا   | 

 

در آسمون دل من
پرنده پر نميزنه
به کلبه غم زده ام
محبت سر نميزنه
يه مهربون
يه همزبون
حلقه به در نميزنه
هر چی غمه مال منه
بد تر ز غم حال منه
هر جا ميرم اين غصه ها
چون سايه دنبال منه

+ نوشته شده در  2005/12/29ساعت 4 AM  توسط رضا   | 

 

شبي از پشت يك تنهايي نمناك و باراني ترا با لهجه گلهاي نيلوفر صدا كردم
تمام شب براي با طراوت ماندن باغ قشنگ آرزوهايت دعا كردم
پس ازيك جستجوي نقره اي در كوچه هاي آبي احساس
 تو را از بين گلهايي كه در تنهايي ام روييد با حسرت جدا كردم
و تو در پاسخ آبي ترين موج تمناي دلم گفتي
دلم حيران و سرگردان چشماني است رويايي
و من تنها براي ديدن زيبايي آن چشم
تو را در دشتي از تنهايي و حسرت رها كردم
همين بود آخرين حرفت
و من بعد از عبور تلخ و غمگينت
حريم چشمهايم را بروي اشكي از جنس غروب ساكت و نارنجي خورشيد وا كردم
نمي دانم كه چرا رفتي
نمي دانم چرا شايد خطا كردم
و تو بي آن كه فكر غربت چشمان من باشي
 دانم كجا تا كي براي چه
ولي رفتي و بعد از رفتنت باران چه معصومانه مي باريد
و بعد از رفتنت يك قلب دريايي ترك برداشت
و بعد از رفتنت رسم نوازش در غمي خاكستري گم شد
و گنجشكي كه هر روز از كنار پنجره با مهرباني دانه بر مي داشت
تمام بال هايش غرق در اندوه غربت شد
و بعد از رفتن تو آسمان چشمهايم خيس باران بود
و بعد از رفتنت انگار كسي حس كرد من بي تو تمام هستي ام از دست خواهد رفت
كسي حس كرد من بي تو هزاران بار در هر لحظه خواهم مرد
كسي فهميد تو نام مرا از ياد خواهي برد
 و من با آنكه مي دانم تو هرگز ياد من را با عبور نخواهي برد
هنوز آشفته چشمان زيباي توام
برگرد
ببين كه سرنوشت انتظار من چه خواهد شد
و بعد از اين همه طوفان و وهم و پرسش و ترديد
كسي از پشت قاب پنجره آرام و زيبا گفت
تو هم در پاسخ اين بي وفايي ها بگو در راه عشق و انتخاب آن خطا كردم
و من در حالتي ما بين اشك و حسرتو ترديد
كنار انتظاري كه بدون پاسخ و سردست
و من در اوج پاييزي ترين ويراني يك دل
ميان غصه اي از جنس بغض كوچك يك ابر
نمي دانم چرا شايد به رسم و عادت پروانگي مان باز
براي شادي و خوشبختي باغ قشنگ آرزوهايت دعا كردم

 

مريم حيدرزاده

+ نوشته شده در  2005/12/23ساعت 0 AM  توسط رضا   | 

يکی ديگه از شهکار های رضا صادقی

 tanha

نميتونم نميتونم خنده کنم

دلم را از خوشی اکنده کنم

آخه تنها م آخه تنها م

يه آشنا سنگ صبور يه کس ميخوام

ديگه دارم خفه ميشم نفس ميخوام

آخه تنها م آخه تنها م

آره ديگه دونستم که تو کس نيستی

نفس نيستی هوس نيستی

همه جا هستی و هيچ جا نيستی

آره آره ديگه دونستم که تو کس نيستی

نفس نيستی هوس نيستی

همه جا هستی و هيچ جا نيستی

رمز اميدی صبح سپيدی عشق و نويدی،خدا جان

زندونيه دردم فقط تو اي تو ،کليد قفل اين زندون

رمز اميدی صبح سپيدی عشق و نويدی،خدا جان

زندونيه دردم فقط تو اي تو ،کليد قفل اين زندون

نميتونم نميتونم خنده کنم

دلم را از خوشی اکنده کنم

آخه تنها م آخه تنها م

 يه اشنا سنگ صبور يه کس ميخوام

ديگه دارم خفه ميشم نفس ميخوام

آخه تنها م آخه تنها م

آخه تنهام

برای دانلود اين ترانه  بعد از کليک روی نام آهنگ در صفحه جديدی که باز ميشه روی دکمه Download پايين سمت چپ کليک کنيد

+ نوشته شده در  2005/12/22ساعت 7 PM  توسط رضا   |